آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید عشق مهر صفا محبت دوستی

+ زندگی

پرسیدم ...

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و  ترس را به گوشه ای انداز  .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ کردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی کردن و

امرار معاش در صحرا میچراید ،

آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو

سریعتر بدود ، تا  گرسنه نماند .

مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام

توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد :

زلال باش ... ،‌      زلال باش .... ،

فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،

زلال که باشی ، آسمان در توست .

 

منبع: نمی دونم؟! 

مهم نیست کی گفته یا کی نوشتش مهم اینه که لبخند بزنیملبخند

 

ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠


+ سحرنامه 42

فرقی نمی کند که بگویم و بدانی یا نگویم و بدانی..

فاصله دورت نمی کند..

در بهترین جای جهان جا داری..

جایی که دست هیچکس به آن نمی رسد...دلم!

 

 

باتشکر از : آزاده مامان دیانا جوون

ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠


+ عشق بدون مرز

توی این روزگار بهم ریخته و آشوب ایران دوست داشت یه فرشته خیلی به آدم امید میده.

توی روزگاری به دنیا اومدیم که جنگ بود و توی دورانی درس خوندیم که مرتبا کتاب های درسی دچار تغییرات می شد هی خوندیم و هی خوندیم غافل از اینکه چرا می خونیم؟!

توی دورانی کار می کنیم که تقریبا همه چیز انحصاریه. قوانینی داریم که برای اشخاص خاصی طراحی شدن و هر روز که به سلیقه آقایون جور نیاد عوضش می کنن.

اگه بخوایی واسه دیگروون کار کنی تا آخر عمرت هم که کار کنی بازم بدهکاری و هیچی نمی شی.

اگه بخوایی برای خودت کار کنی یه سری هزینه های اولیه کمرشکن هست که یا باید از یکی بگیری یا باید بیخیالش بشی.

توی کشور ما خیلی فرهنگ ها و شعور ها گم شدن!............

تفاوت بین کار و درآمد به هر قیمتی؟! وقتی صنعت بخوابه و تولید هزینه بالایی داشته باشه وقتی از تولید کننده حمایت نشه و از اون تولیدی که نباید حمایت بشه ، حمایت میشه . اکثر مردم رو به دلالی میارن. فرقی نمی کنه که از چه قشری باشن. دلالی ماشین ، ارز ، زمین ، طلا و ........ غیره می کنن.

به نظرم کار یه چیزه و درآمد از دلالی یه چیز دیگه.

اگه بخوایی کار کنی و دلالی نکنی کلات پس معرکست.

اگه بخوایی دلالی کنی .................

بگذریم... مهم اینه که خودت بدونی می خوایی توی زندگی چیکار کنی!؟

مهم اینه توی همه این مشکلات خودتو باور داشته باشی و امیدتو از دست ندی.

مهم اینه اولین قدمتو برداری و رو به جلو بری

مهم اینه بدونی کار نشد نداره فقط مهم اینه که درست و سالم پیش ببریش.

مهم اینه یکی رو اینقدر دوست داشته باشی که از عشقش امید بگیری و دنیا تو عوض کنی.

مهم اینه به خودت فقط تکیه کنی و انتظارت رو از دیگران به صفر برسونی.

مهم اینه که زمان و فرصت ها رو از دست ندی و تلاشت رو با تمام وجود بکنی و نگران نتیجه نباشی چون اوستا کریم کارش از همه درست تره و همیشه هوات رو داره.

مهم نیست که عشقت چه مدرک تحصیلی داره یا چقدر توی رفاه یا چقدر پول داره یا نداره

مهم اینه که وقتی کسی رو دوست داری در هر شرایطی دوستش داشته باشی فقیر یا پولدار مهندس یا دکتر ........ شاید برای زندگی مهم باشه که افراد از یه طبقه باشن اما برای دوست داشت مرزی وجود نداره.

 

پس با همه کمی و کاستی ها دوستت دارم. در هر موقعیتی در هر زمانی در هر جایی که باشی دوستت دارم.

شاید زمان زیادی طول بکشه که بهت نزدیک تر بشم شاید خیلی شاید ها باشن اما مهم نیستن مهم اینه که:

تو حس قشنگ زندگیمی 

 

اگر توی این دنیا کسی هست که با دیدنش رنگ رخسارت عوض میشه
وقلبت توی اوج میپره.مهم نیست که اون ماله تو باشه مهم اینه که باشه نفس بکشه زندگی
کنه و از زندگیش راضی باشه...

ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠


+ تولد عزیز ترین

بهترین.................

         عزیزترین.................

                   قشنگ ترین.................

                                   مهربون ترین.................

                                   بی ریا ترین تبریک تقدیم قلب عاشقت :

تولدت مبارک عزیزم 

 

ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠


+ سحر نامه41

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

..........................................

...
ادامه مطلب
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠


+ سحر نامه 40

به بهترین....

لحظه های پرشور و شعف انتظار ، انتظاری که هر لحظه اش روزیست و هر روزش هفته ای و هر هفته اش سالیست با این اوصاف کمتر از یکسال عشقی یعنی شش روز شاید تا ......................................

...
ادامه مطلب
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠


+ سحرنامه 39

دارم میام پیشت

...........................................................

                                      

...
ادامه مطلب
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠


+ سحرنامه 38

یه روزایی توی زندگی هست که دلت خیلی میگیره و تنگ میشه.

یه لحظه های توی زندگی هست که دلت پرواز می کنه.

یه وقتایی هست که فقط می خوای اون کنارت باشه.

یه شبایی هست که اینقدر فکر داری که نمی تونی بخوابی .

یه فکرایی توی کلته که نمی تونی درست فکر کنی ،.

ضربان قلب مهربونت رو  هنوز با تمام وجودم  می شنوم و توی این موقست که حس پرواز دارم و اینقدر دلم تنگ میشه و میگیره که آرزوی یه لحظه دیدنت رو می کنم. یه لحظه با تو بودن. یه لحظه خالص بودن ، زلال بودن ، شفاف شدن.

بهترین ها برای تو عزیزم...........

 

ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠


+ سحرنامه 37

من از خدا خواستم ...

 

من از خدا خواستم که فاصله ها بزداید

خدا گفت : نه

آنها برای این هستند که تو قلبت را از عشق لبریز کنی

 

من از خدا خواستم که تو را به من بدهد

خدا گفت : نه

دلش را بدست آوری او از آن تو خواهد شد

 

 من از خدا خواستم که دلت را به من بدهد

خدا گفت : نه

دل دادنی نیست . دل بدست آوردنی است

 

من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد تا دوریت را تحمل کنم

خدا گفت : نه

شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید.
شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است

 

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد

خدا گفت : نه

من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد

 

من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد

خدا گفت : نه

درد و رنج تو را ازبقیه دور کرده و به او نزدیک تر می سازد

 

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد

خدا گفت : نه

تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی

 

من از خدا خواستم به من چیزهائی ازتو دهد تا از زندگی خوشم بیاید

خدا گفت : نه

من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

 

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا تو را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم

خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی

...
ادامه مطلب
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠


+ سحرنامه 36

زندگی یعنی :

پی سی تو روشن کنی به عشق این که ...............

 

...
ادامه مطلب
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠