آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید عشق مهر صفا محبت دوستی

+ سحرنامه18

دیروز بیشتر روز بارون می بارید.

حس عجیبی داشتم. خیلی بیقرارت بودم.  کاش کنارم بودی و باهم میرفتیم زیر بارون.

خیس میشدیم و از سرما لذت میبردیم.  بعدش خودمو میزدم به مریضی و برات ناز میکردم.

قلبم توی سینه تاپ تاپ می کرد ، به صداش گوش کردم ، مثل بارون بود ،همون چیزی رو می گفت که بارون تمام روز می گفت.

 آروم تو رو صدا میزد:

...........سحر............... سحر..........سحر.............سحر...........سحر............سحر........

دل تنگ مهربانیت : سپهر

ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩